روانشناسی آوا
سفارش تبلیغ
صبا
زیور حکمت، بی رغبتی به دنیاست . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
طبس مسینا ، سیل ، مقالات کامپیوتری ، قیصر امین پور ، عکس ، عشق ، فرش ، فوتسال ، مادرزن ، ویندوز ، شعر ، شهادت ، بیرجند ، ترجمه ، ترجمه انگلیسی ، ترجمه فارسی ، تغذیه ، تلاشگران ، چشم ، چله ، حاملگی ، حجاج ، خانوار ، خداوند ، خط ، خوسف ، داماد ، داور ، دختر ، درمان علایم ، درمیان ، دستگاه قضایی ، دکتر شریعتی ، دلتنگی ، دیر شکوفایی زبان ، ذهن ، رشد ، روانگردان ، ریه ، زارع ، زخم زبان ، زعفران ، زمستان ، سالن ورزشی وحدت طبس مسینا ، سرطان بینی ، سن ازدواج ، سنتوری ، سولفور ، سیر ، سیگار ، بیش فعالی ، بیماری ، پارکینسون ، پدر ، پرستش ، پسر ، پویا ، پیتزا ، پیتزاء سبزیجات ، پیتزای سبزی ، پیروزی ، تاریحچه فرش ایران ، تالاسمی ، تخریب ، شهر طبس مسینا ، طاووس ، طبیعت ، عارفانه ، عزت ، عشایر ، 13 آبان ، Truth حقیقت Trust اعتماد Trash آشغال Thrush برفک دهان ، آبی آرام ، آرمیون ، آسیاب جان محمد ، آل عمران ، آلعمران ، آمار ، آنفولانزای پرندگان ، آیدی ، اختلال یادگیری ، اختلالات زبانی ، ازدواج ، ازدواج هوشیارانه ، اس ام اس ، اس ام اس با ترجمه ، استخدام وزارت آموزش و پرورش ، استقلال ، اسکرین سیور ، اسلام ، اصغری ، اطلاع رسانی ، انتخابات ریاست جمهوری ، اوتیسم ، ایرانیان باستان ، باران ، باطری ، بهار ، بیجار ، یلدا ، یونانی ، مجلس ، قالیچه ، قرآن کریم ، قضاوت ، قلب ، فرماندار ، عشقی نژاد ، عصب شناختی ، عناب ، عید قربان ، فارسی کردن اعداد در ورد ، فاطمه نظری ، فجر ، کارت گرافیک ، کامژیوتر ، کردستان ، کشیدن حروف ، کلیه ، کوچ ، کوچه های خراسان ، کودکان عقب مانده ذهنی ، گاز ، گزیک ، گفتگو با خدا ، گل کلم ، گلبولهای قرمز ، گلدون ، گلو ، گیاه ، لب تاب ، لوزالمعده ، مقدسات ، مهارتهای ادراکی در کودکان ، موسیقی درمانی ، میخ ، میرمحرابی ، ناحیه حرکتی تکلم : یا برکا ، نارساخوانی ، نقاشی ، نوروپسیکولوژی ، نوروز ، هفته های اول بارداری ، هنر درمانی ، وحدت ، وحید شمسایی ، وقت زیارت ، ویتامینها ، ویرانی ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :35
بازدید دیروز :44
کل بازدید :627291
تعداد کل یاداشته ها : 1346
96/6/30
1:21 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
سلمان هدایت[302]

خبر مایه
لوگوی دوستان
 


بسیاری از نیازهای روحی، جسمی و عاطفی بشر از طریق ازدواجی سالم برطرف میگردد و معمولاً افرادی که ازدواج موفقی را تجربه کرده اند، هدفمندتر، سالمتر و شاداب تر از کسانی هستند که یا مجرد مانده اند و یا ازدواجی ناموفق داشته اند. ازدواج به عنوان یکی از حقوق اولیه و طبیعی انسانها دارای اصولی است که پیروی از آن باعث می گردد تا رضایت بیشتری در این زمینه بدست آید.


یکی از این اصول سن ازدواج است که می تواند تاثیر مستقیمی در روند موفقیت و رضایت افراد داشته باشد. بدیهی است که هر چقدر ازدواج در سنین مناسب تر رخ دهد، درصد موفقیتش هم بیشتر میگردد. البته این موضوع به بلوغ فکری طرفین بستگی دارد به این معنا که هر دختر و پسری به محض اینکه به درجه ای کافی از درک و فهم و آمادگی برای تشکیل خانواده و زندگی مشترک رسید، باید برای ازدواج اقدام کند و در این مسیر قدم بردارد.


افزایش سن ازدواج در جوامع مختلف میتواند دلایل گوناگونی داشته باشد. بالارفتن سطح زندگی و تحصیلات، گذر از سنت به مدرنیته، مشغله و مسئولیتهای کاری برخی از این دلایل می باشند.


در کشور ما نیز بالارفتن سن ازدواج دلایل خاص خود را دارد که باید بصورتی جدی مورد بررسی قرار گیرد. متاسفانه بسیاری از جوانان با وجود اینکه به سن ازدواج رسیده اند و یا حتی از آن رد شده اند کماکان مجردند و از ازدواج به عناوین مختلف و بهانه های واهی طفره می روند. ساختار فرهنگی و سنتی جامعه امروزی از یک طرف و تضاد آن با شرایط نوین و زندگی مدرن از طرف دیگر یکی از دلایل مهم این مسئله می باشد.


نوع نگاه و برداشت جوانان امروزی و خانواده های آنها از پدیده ازدواج باعث سخت تر شدن هر چه بیشتر شرایط و کمتر شدن انگیزه ها گردیده است. برخی از دلایل عمده کم شدن تمایل جوانان برای ازدواج به شرح زیر است:


·                   سنت ها و مراسمات دست و پا گیر، پر هزینه و بی مورد


·                   توقعات بیش از حد و نابجا از طرفین از قبیل داشتن وضعیت مالی و سطح تحصیلات بالا


·                   تعیین مهریه های سنگین


·                   چشم و هم چشمی ها و مقایسه های فامیلی


·                   دخالتهای مکرر خانواده ها در امور همدیگر


·                   دوستی های بی قید و بند، بدون نظارت و روابط آزاد پیش از ازدواج


·                   ازدواج های ناموفق افراد دیگر خانواده و آشنایان


·                   وضعیت نامطلوب اقتصادی


·                   تجمل گرایی، زیاده خواهی و ایده آل طلبی


·                   عدم اعتماد دختران و پسران به یکدیگر


 


ازدواج امری مقدس است، پیوند دو روح، ارتباط دو جسم، رسیدن به آرامش و تکامل، تقسیم شادی ها و سختیها، کسب تجربه های شیرین، آموختن صبر و گذشت، عشق و محبت، برآوردن نیازهای عاطفی و جنسی. چه بسا دختران و پسرانی در سن ازدواج و در اوج نیاز روز را بدون انگیزه و شب را بدون همسر سپری می کنند. این افراد دچار بحرانهای روحی می شوند بدون اینکه خود متوجه باشند. دخترانی که تا سنین بالا نجابت خود را حفظ میکنند و در آرزوی آرمیدن در کنار همسر خود باقی می مانند، پسرانی که نیارهای خود را سرکوب میکنند و یا از شدت لبریز شدن غریزه به گناه می افتند و نسبت به جنس مخالف خود حریص میشوند. ولی هنوز از ازدواج خبری نیست! براستی گناه این دوری از جفت بر گردن کیست؟ دخترانی که نیاز به همسر دارند و پسرانی که از فرط تنهایی دچار افسردگی شده اند.


به نظر می رسد گذر از معنویات و پیدایش دید مادی به مسائل دلیل اصلی است. مطمئناً می توان با کمی انعطاف و پایین آوردن سطح توقعات، چه از طرف دختران و پسران و چه از طرف خانواده ها راه را هموار نمود. آیا لذت برخورداری از همسر و تشکیل خانواده حق افراد نیست؟ احساسات موضوعی نیست که نادیده گرفته شود و باید به نحو مطلوبی ارضا گردد. لذتی که افراد در سنین پایین تر از ازدواج می برند قابل مقایسه با سنین بالاتر نیست. نوازشهای شبانه یک همسر مهربان و هم آغوشی گرم و عاشقانه همدمی دوست داشتنی در غالب خانواده ای صمیمی با هیچ چیز در دنیا قابل تعویض نیست.


بالا رفتن سن ازدواج با شرایط سختی که معمولا توسط خود افراد بوجود می آید در ارتباط مستقیم است و این یعنی صدمات جبران ناپذیر روحی-روانی. در جامعه ای که جوانان آن با وجود داشتن نیازهای شدید عاطفی و جنسی از ازدواج دوری میکنند، باید شاهد نا امنی های اخلاقی، هنجار شکنی های اجتماعی و آینده ای مبهم باشیم.


در این میان ممکن است بسیاری از دختران و پسرانی که تمایل به ازدواج دارند مشکلشان یافتن یکدیگر باشد و براستی ندانند که نیمه گم شده خود را در چه مکانی باید بیابند، کجا با یکدیگر آشنا شوند، چگونه بفهمند که آیا با هم تناسب دارند یا خیر، از روحیات یکدیگر به چه طریقی مطلع شوند. ایجاد مرکزی اینترنتی که از روشهای علمی برای تطابق افراد استفاده میکند تحت نظارت مراجع ذیصلاح و بهره گیری از متخصصین امور ازدواج و خانواده می تواند افرادی که با هدف ازدواج در پی یافتن همسر می باشند را یاری نماید. البته این امر مستلزم نظارت بسیار دقیق است تا افراد سوء استفاده گر راه نفوذ در چنین محیط هایی را نداشته باشند.


مسئولین نیز لازم است برای ترغیب جوانان به ازدواج در سنین پایین تر، شرایط اقتصادی، آموزشی و فرهنگی جامعه را ارتقا دهند و نسبت به قوانینی مانند تعدد زوجات و ازدواج موقت که مناسب شرایط کنونی جامعه نبوده و باعث بروز مشکلات فراوان و پیچیده تر شدن مشکل میگردد تجدید نظر به عمل آورند.


زندگی زیباست بشرطی که زیبا ببینیم!


  
  

اشــک های فرشــــــــــــــــتــه


-داستانی متفاوت از عشق فرزند به مادر-



این داستانک زیبا رو در ادامه حتما بخونید


 


 


دکتر ” هاچسون ” داخل مطب بود و آماده رفتن به خانه می شد که در مطب باز شد و دخترک خردسالی که از قشنگی و معصومیت شبیه فرشته ها بود داخل شد و از او خواست برای مداوای مادرش به خانه آنها برود.


دکتر نیز با مهربانی گفت : “ ولی دختر خوب ،من به خونه بیمار نمی رم ، اگه مادرت می تونه ، او رو بیار اینجا . “


دخترک به سختی گریست و نالید : ” ولی آقای دکتر اگه شما نیاین ، مادر من می میره … به خدا دوام نمیاره … “


دکتر باز هم گفت نه ، اما دختر ، آنقدر اشک ریخت تا دل دکتر “هاچسون” برایش سوخت و همراه دخترک به خانه شان رفت و به محض اولین معاینه حق را به دخترک داد . مادرش در حال مرگ بود !!! 


با این حال دکتر مشغول پایین آوردن تب بیمار شد و در حالی که دخترک گوشه اتقا خوابش برده بود ، “هاچسون” با تلاش زیاد موفق شد زن را از نیمه راه مرگ برگرداند.


ساعت حدود پنج صبح بود که بالاخره زن بیچاره چشم باز کرد و ز دکتر تشکر کرد ، اما “هاچسون” که از کارش راضی بود با لبخند گفت : ” شما باید از دختر کوچولوتون ممنون باشین که منو وادار به آمدن کرد.”


زن بیمار با تعجب گفت : ” شوخیتون گرفته دکتر ؟ من فقط یک دختر داشتم که هفت سال قبل  به دلیل سینه پهلو مرد و بعد از او هم دیگر بچه ای به دنیا نباوردم …. اتفاقا عکس “نانسی” را گذاشتم بالای تاقچه …. می بینین ؟ “


دکتر ” هاچسون ” ابتدا گوشه اتاق – که حالا دیگر دخترک آنجا نبود – نگاه کرد و سپس به عکس روی تاقچه .


 پاهای دکتر سست شد ، چرا که ” نانسی ” داخل عکس ، همان دخترکی بود که دیشب دکتر را به این خانه آورد


  
  








  


تا تو به من نظر کنی        زیر و زبر شود دلم


همچو نگاه رحمتت        رنگ سحر شود دلم


ای همه دعای من        این تو و این ندای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


      خدای من خدای من


 


دل چو سینه می تپد      سرشک دیده می چکد 


 لرزش دل علامت       اینکه خبر شود دلم


شاهد مدعای من       سوز دل و نوای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


 

بی خبران عشق را      یک نظر تو کافی است


بی خبرم ولی گهی      اهل نظر شود دلم


یک شبه آشنای من       تا به ابد برای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


 

دائم اگر نگاه تو      تازه کند حواله ام


این دل سخت بشکند      درٌ و گوهر شود دلم


ای کشش محبتت      بسته به دست وپای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


 

وای اگر عنایتت     از دل من حذر کند


شام وسحر ملازم     خوف و خطر شود دلم


با تو رسد عطای من     بی تو رسد بلای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


 

گفتگوی تو با دلم    در دل شب صفا دهد


گرچه تمام روز هم    با تو به سر شود دلم


همدم روزهای من    مونس شام های من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


 

این همه حسن و همدلی    بین خدا و بنده اش


پس به چه عذر قابلی    دور ز در شود دلم


می شنوی صدای من    از دل با ولای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


 

گرچه مرا تو می خری    کرب وبلا نمی بری


از تب وتاب روضه ها    خون به جگر شود دلم


این دل مبتلای من    صحنه کربلای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


 

وای اگر رسد اجل        روز قیامت و عمل


چون به حرم نرفته ام       جای دگر شود دلم


به داد من نمی رسد       هیچ یک آشنای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


هیچ مجال توبه نیست       جای کمیل و ندبه نیست


کیست کند شفاعتم       چون به خطر شود دلم


در دل شعله عذاب       کس نرود به جای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


نیست زبان معذرت       نیست زمان مغفرت


کز غم حول محشرت       لال و کر شود دلم


سرور من مگو شود       واسطه خدای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


ای شه بی سر وکفن       حسین من حسین من


بی تو به نزد ذوالمنن       خاک به سر شود دلم


ای همه غصه های من       درد من و دوای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


تازه به پیش بانی ام      نوحه و روضه خوانیم


گل کند آه و زاری ام      مرغ سحر شود دلم


شاهد نغمه های من      کشته نینوای من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


تازه نشان دهم خدا      شور قیامت ترا


تازه ز اشک فاطمه      حال دگر شود دلم


صیحه صور می شود      بانی روضه های من


خدای من خدای من       خدای من خدای من


 

       خدای من خدای من


   شاعر : محمود ژولیده


برگرفته از کتاب بهار مناجات ? 


 


  
  





 خدایا
عذر میخواهم از این که بخود اجازه میدهم که با تو راز و نیاز کنم
عذر میخواهم که ادعا های زیاد دارم در مقابل تو اظهار وجود میکنم
در حالی که خوب میدانم وجود من ضائیده ی اراده من نیست و بدون خواسته ی تو هیچ و پوچم ,
عجیب آنکه
از خود میگویم
منم میزنم
خواهش دارم و آرزو میکنم
خدایا...07400000
تو مرا عشق کردی که در قلب عشاق بسوزم
تو مرا اشک کردی که در چشم یتیمان بجوشم
تو مرا آه کردی که از سینه ی بیوه زنان و دردمندان به آسمان صعود کنم
تو مرا فریاد کردی که کلمه ی حق را هر چه رسا تر برابره جباران اعلام نمایم
تو تار و پود وجود مرا با غم و درد سرشتی
تو مرا به آتش عشق سوختی
تو مرا در توفان حوادث پرداختی , در کوره ی غم و درد گداختی
تو مرا در دریای مصیبتو بلا غرق کردی
و در کویره فقر و هرمان و تنهائی سوزاندی.
خدایا ...07400000
تو به من
پوچی لذات زود گذر را نمودی
ناپایداری روزگار را نشان دادی
لذت مبارزه را چشاندی
ارزش شهادت را آموختی
خدایا07400000
تو را شکر میکنم
که از پوچی ها و ناپایداریها و خوشیها و قید و بندها آزادم نمودی
و مرا در توفانهای خطرناک حوادث رها کردی و در غوغای حیات در مبارزه ی با ظلم و کفر غرقم
نمودی و مفهوم واقعی حیات را به من فهماندی.
فهمیدم : سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست
بلکه در درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم
و بالاخره شهادت است

.



  
  

اشــک های فرشــــــــــــــــتــه


-داستانی متفاوت از عشق فرزند به مادر-



این داستانک زیبا رو در ادامه حتما بخونید


 


 


دکتر ” هاچسون ” داخل مطب بود و آماده رفتن به خانه می شد که در مطب باز شد و دخترک خردسالی که از قشنگی و معصومیت شبیه فرشته ها بود داخل شد و از او خواست برای مداوای مادرش به خانه آنها برود.


دکتر نیز با مهربانی گفت : “ ولی دختر خوب ،من به خونه بیمار نمی رم ، اگه مادرت می تونه ، او رو بیار اینجا . “


دخترک به سختی گریست و نالید : ” ولی آقای دکتر اگه شما نیاین ، مادر من می میره … به خدا دوام نمیاره … “


دکتر باز هم گفت نه ، اما دختر ، آنقدر اشک ریخت تا دل دکتر “هاچسون” برایش سوخت و همراه دخترک به خانه شان رفت و به محض اولین معاینه حق را به دخترک داد . مادرش در حال مرگ بود !!! 


با این حال دکتر مشغول پایین آوردن تب بیمار شد و در حالی که دخترک گوشه اتقا خوابش برده بود ، “هاچسون” با تلاش زیاد موفق شد زن را از نیمه راه مرگ برگرداند.


ساعت حدود پنج صبح بود که بالاخره زن بیچاره چشم باز کرد و ز دکتر تشکر کرد ، اما “هاچسون” که از کارش راضی بود با لبخند گفت : ” شما باید از دختر کوچولوتون ممنون باشین که منو وادار به آمدن کرد.”


زن بیمار با تعجب گفت : ” شوخیتون گرفته دکتر ؟ من فقط یک دختر داشتم که هفت سال قبل  به دلیل سینه پهلو مرد و بعد از او هم دیگر بچه ای به دنیا نباوردم …. اتفاقا عکس “نانسی” را گذاشتم بالای تاقچه …. می بینین ؟ “


دکتر ” هاچسون ” ابتدا گوشه اتاق – که حالا دیگر دخترک آنجا نبود – نگاه کرد و سپس به عکس روی تاقچه .


 پاهای دکتر سست شد ، چرا که ” نانسی ” داخل عکس ، همان دخترکی بود که دیشب دکتر را به این خانه آورد


  
  


دکتر حسابی به فرزند خویش همواره میگفت :

نمازت اگر برای خدا نیست ( توجهی در آن نیست ) مخوانش
اگر قدمی به پیش دارید
اگر این قدم از برای خود نمایی شماست
اگر از این امر درک درستی ندارید
اگر اندیشهء تان هیچ دلیل درستی را به شما عیان نمیسازد
باور کنید
چه روسری از سر برگیرید
چه روسری به سر کنید
چه چادر به سر گیرید
چه چادر از سر برگیرید

هیچ تفاوتی نخواهد داشت
باید همان بود
که از خودنمایی ها
از اندیشه های کژتاب خویش
دور ماند

کافی است ، کمی خودمان باشیم

،

انسان عریان افریده شد
به سیبی رانده شد
و جامه به تن کرد

،

این اندیشه که من چادر به سر میبرم تا مردان به گناه آلوده نشوند
بسیار از منطق به دور است
زیرا خواهر من ؛ تو خود را کوچک دانستی
تو خود را عامل گناه دانستی و خویشتن را بی ارزش
تو خود را هم ردیف گناهان کرده ای
و میشود از این اندیشه به آنجا رسید
که عرب ها زنان خود را در پی بی ارزشی ، به گور میبردند
و یا جامعه ای ، زنان را زادهء شیطان میدانستند

،

این اندیشه که من حجاب بر میگیرم ، زیرا مرد زیبا بین است
و من زیبا و باید از زیبایی ها لذت برد
در تحجر خود میماند
زیرا گرامی ؛ تو خود را وسیله قرار میدهی
وسیله ای از برای لذت کسی
نگاهی و چشمی و دلی ...
تو یک انسانی
انسانی کمال جو
چگونه یک وسیله کمال را میجوید
خود را کوچک کردی
کوچکتر از یک گل در گلدانی که امروز به دید بسیاری خوشایند است
و فردا
در پی پژمرده گی
هیچ نگاهی را از برای خویش نمیبرد

،

هر دوی این اندیشه ها ؛ از برای مردان تلاش میکنند
کمی هم به زنانگی خویش بها دهید



  
  

سلسله مباحث اخلاقی

آفات زبان

زبان نعمتی است که انسان از آن برای رساندن مقاصد خود به دیگران استفاده می کند.زبان پرده دار روح وسیع و باطن محدود انسان است و هیچ گونه محدودیتی در قلمرو آن نیست. نه در جانب خیر برای آن مرزی وجود دارد و نه در طرف شر.حتی در بالاترین مرحله ی کفر و ایمان از طریق گواهی دادن زبان صورت می پذیرد.امام باقر علیه السلام می فرماید :«ان هذا اللسان مفتاح کل خیر و شر»(1) زبان کلید هر خوبی و بدی است. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله ) می فرمایند: الایمان معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالارکان (2) ایمان ,شناخت پیدا کردن با قلب و اقرار با زبان و عمل با جوارح است. زبان, مظهر شخصیت و به تعبیر امیر مومنان علی (علیه السلام) معیار سنجش انسان است.(3)  بنابراین, کنترل زبان کاری مهم و لازم است.انسان باید نخست حق و باطل را بشناسد تا زبان را در راه حق به کار گیرد. در این کار مهم اولین گام, شناخت آفت ها و آسیب هایی است که گوهر ارزشمند زبان و سخن را به تباهی می کشد.در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم.


  
  

هارپ چیست؟؟؟

به آسمان نگاه کنید , زلزله ها از آسمان می آیند

مدتی است که با یک تکنولوژی استثنایی به اسم "هارپ" آشنا شده ام  و در پیامد این آشنایی تمام اینترنت را برای منابع ایرانی در مورد این موضوع گشتم,اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم.اگر شما در گوگل "HAARP" را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که در مورد HAARP نوشته اند.اما همه ی آنها به انگلیسی هستند.نهایتاً ایرانی های عزیزی که با زبان انگلیسی آشنایی ندارند در مورد این مسئله ی حساس خبری نخواهند داشت و ندانستن به این معنی است که از طریق هارپ هر آسیب و بلایی که دلشان می خواهد سر مردم دنیا بیاورند, و در اخبارها و روزنامه ها به عنوان " پدیده های طبیعی" تقدیم مردم کنند و مطمئناً کسی که در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد.

ادامه دارد...


  
  

درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده می شود. پس از اندک زمانی داد شیطان در می آید

و رو به فرشتگان می گوید :

جاسوس می فرستید به جهنم؟!

از روزی که این آدم به جهنم آمده مدام در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنمیان را هدایت میکند و ...

حال سخن درویشی که به جهنم رفته بود این چنین است:

با چنان عشقی زندگی کن که حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی شیطان تو را

 به بهشت بازگرداند.!


  
  

آموزش کودکان در سالهای اولیه زندگی از اهمیت خاصی برخوردار است. عادات ، طرز تفکر ، عقاید و تمایلاتی که فرد در ایام کودکی کسب می کند ، اساس موفقیت و یا شکست او در دوره های بعدی زندگی را تشکیل می دهد و توانمندی های رفتار و ویژگی های شخصیتی بزرگسالان تحت تاثیر رویدادهایی است که در دوران کودکی برای آنها اتفاق افتاده است.


ادامه مطلب...


  
  
<      1   2   3   4   5   >>   >